سورنا فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

سورنا فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق امام غایب (ع) و سیر تاریخی مسئله غیبت امام زمان (ع)

اختصاصی از سورنا فایل تحقیق امام غایب (ع) و سیر تاریخی مسئله غیبت امام زمان (ع) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق امام غایب (ع) و سیر تاریخی مسئله غیبت امام زمان (ع)


تحقیق امام غایب (ع) و سیر تاریخی مسئله غیبت امام زمان (ع)

 

 

 

 

 



فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:36

چکیده:

علامة مجلسی ره در جلاء العیون فرموده‌ اشهر در تاریخ ولادیت شریف آن حضرت آن است که در سال 255 هجرت واقع شد و بعضی 56 و بعضی 58 نیز گفته‌اند و مشهور آن است که روز ولادت شب جمع پانزدهم ماه شعبان بود و بعضی هشتم شعبان هم گفته اند و باتفاق ولادت آن جناب در سر من رای واقع شد،‌‌ و باسم و کیفیت با حضرت رسالت صلی الله علیه و آله موافق است و در زمان غیبت اسم آن جناب را مذکور ساختن جائز نیست و حکم آن مخفی است و القاب شریف آن جناب مهدی و خاتم و منتظر و حجه و صاحب است. این بابویه وشیخ طوسی بسندهای معتبر روایت کرده‌اند که بشر بن سلیمان برده فروش که از فرزندان ابوایوب انصاری بود و از شیعیان خاص امام علی نقی (ع) و امام حسن عسکری (ع)‌ و همسایة‌ایشان بود در شهر سر من رأی، گفت که روزی کافور خادم امام علی نقی به نزد من آمد و مرا طلب نمود،  چون به خدمت آن حضرت رفتم و نشستم فرمود که تو از فرزندان انصاری، ولایت و محب ما اهلبیت همیشه در میان شما بوده است از زمان حضرت رسول تا حال و پیوست محل اعتماد ما بوده‌اید و من تو را انتخاب می‌کنم و مشرف می‌گردانم به تفصیلی که به سبب آن بر شیعیان سبقت گیری در ولایت ما و تو را به رازهای دیگر مطلع می گردانم و به خریدن کنیزی می‌فرستم پس نامة‌ پاکیزه نوشتند به خط فرنگی و لغت فرنگی و مهر شریف خود بر آن زدند و کینه زری بیرون آوردند که در آن دویست و بیست اشرقی بود،‌ فرمودند بگیر این نامه وزرا و متوجه بغداد شو و در چاشت فلان روز بر سر جسد حاضر شد چون کشتیهای اسیران به ساحل رسد جمعی از کنیزان در آن کشتیها خواهی دید و جمعی از مشتریان از و کیلان امراء بنی عبا و قلیلی از جوانان عرب خواهی دید که بر سر اسیران جمع خواهند شد پس از دور نظر به برده فروشی که عمر و بن یزید نام دارد در تمام روز تا هنگامیکه از برای مشترین ظاهر سازد کنیزکی را که فلان و فلان صفت دارد و تمام اوصاف او را بین فرمود و جامة‌حریر آکنده پوشیده است و ابا و امنتاع خواهد نمود آن کنیز از نظر کردن مشتریان و دست گذاشتن به او خواهی شنید که از پس پرده صدای روی از او ظاهر می ‌شود، پس بدانکه به زبان رومی می‌گوید وای که پردة عفتم دریده شد،‌ پس یکی از مشتریان خواهد گفت که من سیصد اشرفی می‌دهم به قیمت این کنیز،‌ عفت او در خریدن مرا راغبتر گردانید، پس آن کنیز بلغت عربی خواهند گفت به آن شخص که اگر به زی حضرت سلیمان بن داود ظاهر شوی و پادشاهی او را بیابی من به تو رغبت نخواهم کدر مال خود را ضایع مکن و به قیمت من مده. پس آن برده فروش گوید که من برای تو چه پاره کنم که به هیچ مشتری راضی نمیشود و آخر از فروختن تو چاره‌ای نیست، پس آن کنیزک گوید که چه تعجیل می‌کنی البته باید مشتری به هم رسد که دل من با و میل کند و اعتماد بر وفا و دیانت او داشته باسم. پس در این وقت تو برو به نزد صاحب کنی و بگو که نامه‌ای با من هست که یکی از اشراف و بزگواران از روی ملاطفت  نوشته‌ای به لغت فرنگی و خط فرنگی و در آن نامه کرم و سخاوت و وفاداری و بزرگواری خود را وصف کرده است،‌ این نامه را به آن کنیز بدن که بخوابند اگر به صاحب این نامه راضی شود من از جانب آن بزرگ وکیلم که این کنیز را از برای او خریداری نمایم. بشر بن سلیمان گفت که آنچه حضرت فرموده بود واقع شد و آنچه فرموده بود همه را به عمل آوردم. چون کنیز در نامه نظر کرد بسیار گریست و گفت به عمر بن یزید که مرا به صاحب این نامه بفروش و سوگند های عظیم یاد کردند که اگر مرا به او نفروشی خود را هلاک می‌کنم پس با او در باب قیمت گفتگوی بسیار کردم تا آنکه به همان قیمت راضی شد که حضرت امام علی نقی (ع) به من داده بودند پس زر را دادم و کنیز را گرفتم و کنیز شاد و خندان شد و با من آمد به حجره‌ای که در بغداد گرفته بودم و تا بحجره رسید نامة امام را بیرون آورد و می‌بوسید و بر دیده‌ها می‌چسبانید و بر روی زمین می‌گذاشت و به بدن می‌مالید، پس من از روی تعجب گفتم نامه‌ای را می‌بوسی که صاحبش را نمی‌شناسی،‌ کنیز گفت ای عاجر کم معرفت ببزرگی فرزندان و اوصیای پیغمبران گوش خود به من بسپارد و دل برای شنیدن سخن من فارغ بدار تا احوال خود را برای توشرح دهم. من ملیکه دختر شیوه‌ای فرزند قیصر پادشاه رومم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون بن الصفا وصی حضرت عیسی (ع) است ترا خبر دهم بامر عجیب: بدانکه جدم قیصر خواست که مرا به عقد فرزند برادر خود درآورد و در هنگامیکه سیزده ساله بودم پس جمع کرد در قصر خود از نسل حواریون عیسی و از علمای نصاری و عباد و ایشان سیصد نفر و از صاحبان قدر و منزلت هفتصد کسی و از امرای لشکر و سرداران عسکر و بزرگان سپاه و سرکردهای قبائل چهار هزار نفر، فرمود تختی حاضر ساختند که در ایام پادشاهی خود بانواع جواهر مرصع گردانیده بود و آن تخت را بر روی چهل پایه تعبیه کردند و بتها و تعبیه کردند و تبها و چلیپاهای خود را بر بلندیها قرار دادند و پسر برادر خود را در بالای تخت فرستاد، چون کشیشان انجیلیها را بر دست گرفتند که بخوانند بتنها و چلیپاها سرنگون همگی افتادند بر زمین و پاهای تخت خراب شد بر زمین افتاد و پسر برادر ملکه از تخت افتاد و بیهوش شد، پس در آن حال رنگهای کشیشان متغیر شد و اعضایشان بلرزید. پس بزرگ ایشان به جدم گفت ای پادشاه ما را معاف دار از چنین امری که به سبب آن نحوستها روی نمود که دلالت می‌کند بر اینکه دین مسیحی به زودی زائل گردد. پس جدم این امر را به فال بد دانست و گفت به علماء و کشیشان که این تخت را بار دیگر بر پا کنید و چلیپاها را به جای خود قرار دهید. و حاضر گردانید برادر این برگشته روزگار بدبخت را که این دختر را به او ترویج نمائیم تا معاونت آن برادر دفع خوست این برادر بکند.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)

اختصاصی از سورنا فایل تحقیق سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)


تحقیق سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)

 

 

 

 

 

 

 


فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:64

 فهرست مطالب:

مقدمه:   ۱
خلقت نورانی   ۷
«فاطمه مظهر اجلال خدا جل خدا»   ۸
خدیجه بانوی مستقل   ۱۱
بانوی فداکار   ۱۳
مادر فاطمه (س)   ۱۳
نخستین کانون اسلامی   ۱۴
دستور آسمانی   ۱۴
دوران آبستنی   ۱۵
ولادت فاطمه (س)   ۱۶
تاریخ تولد   ۱۷
آرزوی پیامبر (ص) و خدیجه   ۱۷
کـوثـر   ۱۹
نامهای زهرای اطهر (س)   ۲۰
وصف جمال فاطمه (علیها السلام)   ۲۱
فضایل بانوی دو سرا   ۲۲
اللیله فاطمه و القدر الله   ۲۲
شیر مادر   ۲۶
دوران شیرخوارگی و کودکی   ۲۷
مرگ مادر   ۲۹
علی و زهرا (علیهما السلام)   ۳۳
۱- زناشویی علی و زهرا (علیهما السلام):   ۳۳
زندگانی علی و زهرا } علیهما السلام {   ۴۱
جنگ و جهاد   ۴۳
(( شرکت حضرت زهرا علیها السلام در جنگ ))   ۴۳
حجاب و پوشش فاطمه ( علیها السلام)   ۴۳
«پرهیز از نامحرمان»   ۴۳
«در اوج عفت و حجاب»   ۴۴
خدا شناسی  فاطمه (س)   ۴۴
«خدا گرایی فاطمه (س)»   ۴۴
«وفات رحمت عالمیان»   ۴۴
«ماجرای سیاسی فدک»   ۴۷
سرای غم   ۵۲
«بیت الاحزان»   ۵۲
در ماتم زهرا (س)   ۵۶
فهرست منابع   ۶۳

 

مقدمه:

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا»
منظومه محنت زهرا و آل او
دوشیزگان پرده نشین حریم قدس
        بر خاطر کواکب ازهر نوشته‌اند
نام بتول بر سر معجر نوشته‌اند

سپاس خداوندی را درخور است که به برکت اصحاب کسا، عرش و فرش بیافرید و نعمت در آن بگسترانید و از برای جانشینی خود بر روی زمین انسان را از ماند آبی گندیده بسرشت و برای هدایت او پیامبران فرستاد. درود برون از شمارش بر خاتم پیامبران که با ارائه رسالتش دین خدا را استواری بخشید و بشر را به راه راست رهنمون شد و با وانهادن قرآن و عترت پاک، چراغ شریعت را تا قیام قیامت بیافروخت. و سلام بر گرامی دخت پیامبر، محبوبه داور، همسر حیدر، فاطمه زهرا باد.
صدایی از آن دور دور، از آن دور دور، می آید، کم قوت است اما نافذ، تیز رو، به نشانه دل، دلهای گشاده بر صفا، دلهای اهل، اهل حق، اهل ولایت. این صدا، صدای بانوی بزرگ عالم است و گوش، گوش این خدمتگزاران دیانت. که مجموعه ای چنین لطیف را پس از بسیار رنج فراهم داشتن. چه رنجی؟ و چرا؟
کوشیدند ناجوانمردانی که معاصر آن بانو بودند (و یا پس از آن با همان ناجوانمردی، بلکه سخت تر و ریا کارانه تر) که این صدا را در گلو، و سپس در یادها و خاطره ها خاموش و بی اثر گردانند. گرچه بسیاری را توانستند، اما خداوند عزیز، آنچه را «نمونه آن بسیار» و «پرتوی از آن خرمن روشنی» بود، به عنایت بر ما نگاه داشت «همه شکر گزاریم.» و گویا که این صدا مستقیم هم آمده است که چنین صراحت دارد و چنین تأثیر می گذارد. خوبست که سابقه این امر را میان شیفتگان حق، یاد آوریم تا امید بخش دلها باشد. مردی زنده از «دیار طوس» می شنود صدای رسول خدا را، از ورای قرنها، از ورای کوهها و دره ها و حصارها، حتی از ورای حجاب های تاریخ ما و تاریخ همه حق دوستان که؛ تو گویی دو گوشم بر آوای اوست؛ دو گوش من. همین گوشها که در پی گوش دل به انتظار؛ حاضر نشسته است، و با هدایت فطری دل می تواند دریابد حق را، برگزیند حق را، فروگیرد از هر وارده ای؛ حق را که «شرع داخل» را «عقل درون» را «رسول باطن» را در کنار، و بلکه بر سر ناظر دارد. به همین لحاظ یقین می کند بر حق دریافته و گزیده اش، گوید: درست این سخن، گفت پیغمبر است، یعنی تردید ندارم، بر یقین کامل هستم، خود شنیده ام و خود دریافته ام و مستقیم از گوینده صادق آن، این من، و این گوش دل من «ما کذب الفواد مارای» می‌بیند رسول را در می یابد کلام او را، فرا می گیرد آن را، به گوش، به جان، به دل، و به عمق دل می سپارد. حجابهای حوادث، بدور، غبار سیاستها، بدور، القاآت بد نظران بدور.
این چه کلامی است که اگر طالب خود را بیدار و حاضر بیند، در هر زمان، در هر جا، خود را به او رساند؟ این کلام برهانی است، این کلام زنده است. چشم و شامه نیز همین توان دریافت را به لطف خدا دارند. اویس را در بیابان، صورت پیامبر، به دیده آمد که زخم خورده است، بی هیچ تامل که (حکایت از یقین او در رؤیت بود) سنگ برگرفت، و حواله پشیمانی خود کرد، تا شرط وفا و همدردی و همدلی را گزارده باشد.
پیامبر نیز بوقتی، در معبر که به سوی خدا می رفت، بوی اویس را شنید و فرمود: «اشم رائحه الرحمن من جانب الیمن» و بسیاری از مومنان مکتب ما، چنین؛ واقعه؛ را داشته اند که می گفتند: برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا و آنقدر مکتب ما از این وقایع دارد که یقین را پای، محکم تر می کند، و عنایت خدا را در هدایت از منع ها و حصارها و پرده ها و… فراتر و برتر، رسا و نافذ می نماید، تا حجت بر همه، بالغ باشد و آنچه دل را روشنگر است و راهنما، به اهل آن برسد که: هوالهادی……. فاما الذین امنوا فیعلمون انه الحق من ربهم. تو دلیل می طلبی که واسطه باشد، از عالم حس تو را به مفهوم و با وساطتی دیگر به معنی و معقول برساند. از چنان وجودی براید، نقل آنچه فراتر از خیال و قیاس و گمان و وهم است.
این دفتر از حق سخن دارد و از آن خانه؛ آوایی را ابلاغ می کند که از نظر خدا در، منتهای رفعت؛ است (فی بیوت اذن الله ان ترفع) و آن خانه خانة وحی است و سخنان پنهان حق؛ پنهان از هر که اهل معرفت نیست؛ بر آن خانه وارد شده است. و اهل آن خانه، دانا ترند به آن معانی و معارف (اهل البیت ادری بما فی البیت) و در این دفتر، صدای آن وجود ثبت است که، عزیزترین اهل این خانه است. رسول خدا او را ام خود، اصل خود، مایه اساسی حرکت وجودی و رسالتی خود دانسته است (فاطمه ام ابیها.) و حدیث قدسی که خداوند، گویندة آن است (فاطمه) را اساس خلقت دانسته است و رمز همه رمزها. نه فقط اساس خلق عالم و آدم، که اساس آفرینش محمد (رسول الله) بود که حقیقت همه رسالتها است و بقول مسیح (ع) همه پیامبران، لباس نبوت را از او به عاریت گرفته و در برداشته اند.
اساس خلقت علی مرتضی بود که هم وارث همه لطافت های معنوی انبیای بزرگ بود (آدم و نوح و ابراهیم…) و هم واجد همه محاسن اوصیای بزرگ، و هم نمودار نفس پاک، رسول خاتم، و هم طلایه دار جمع امامان حق، و سرور راهنمایان اهل ایمان، وقاید غر المحجلین.
در آن حدیث قدسی فرمود خدای حکیم که: لو لا فاطمه لما خلقتکما.
 اگر این وجود که ناقل حقیقت رسول خدا، در وجودهایی چون حسن و حسین، و سایر عترت پاک او است، نبود. اگر این نشر رحمت از «انا ارسلناک رحمه للعالمین) در تقدیر قرار نمی گرفت. آن بهترین معرفت تنزیل (یعنی: محمد) و آن والاترین بیانگر تاویل (یعنی: علی) را هم نمی آفریدیم. که طرح خلقت فاطمه، عالم را، و عالمیان را، چنان تواند کرد که نمودار حکمت خداوندی باشد و (عقل بکمال) را وابدارد که گوید: فتبارک الله احسن الخالقین. اینک آن آوارا تا (گوش اهل دل) نزدیک می داریم. و به امید اینکه «اهل معنا» آن گاه که حضور دل دارند (مثل حال نماز. که لاصلوت الا بحضور القلب) این دفتر را بگشایند و این صدف را به عنایت حق باز کنند تا گوهرها به دست آورند و مرواریدهای غلطان برگردن (وجود) آویزند. تا مصداق باشند: (کونوا لنا زینا) را که اعتقاد و عملشان مکتب رازیور باشد. اما این صدا را اگر می بینید باغم توام است، از آن است که خاستگاه دنیایی آن، این اقتضا را داشته است. گاه از آن جاست که خود را در (شهر پیامبر) چنان بی کس می بینید که گوید: آیا در این دیار هیچ مسلمانی نیست که مدافع ما باشد؟
و گاه خود را بین در و دیوار، در فشار دست ستم می بیند، و گاه امام زمان خود را کت بسته و محکم پیش چشم می نگرد. و گاه صورت خود را کبود، و گوشواره اش را افشان بر خاک، احساس می کند. و بالاخره گاه از (بیت الا حزان) آوا به عالم در می‌دهد. همچون ابراهیم، بر فراز (مقام) که (اذن فی الناس…) و عاقبت از آن جا که بر ویرانه (بیت الا حزان) ناظر است و (آخرین کلامها) از او فرو می ریزند همچون کلام پر درد همسر او، که: هذه شقشقه هدرت.
این خاستگاه دنیایی سخن او است که غم آلوده است. و او (وجود معنایی) بود که پیش از نمایش خلقت در (نمود) قرار گرفت. او یک ظهور در (دنیا) داشت که اهل زمانه اش، قدر و والایش را حق شناسی نکردند، اما اثر وجودش، جان هر که را (اهل) بود، جان شد، و زندگی شد و شور شد و ولایت شد، که در دلها نوشته اند و به سطر و دفتر انعکاس یافته اند.
بسم الله الرحمن الرحیم (انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک و انحر، ان شانئک هو الابتر، صدق الله العلی العظیم.
 
خلقت نورانی
جهان از کتم عدم پای بر صحنه وجود ننهاده بود و زمان، لباس هستی بر قامتش دوخته نشده بود. نه عالمی حادث بود و نه مخلوقی موجود. تنها خدا بود و خدا بود. خدا قادر بود و منیع تمامی خیرات کمال مطلق بود و سرچشمه احسان، آن هم نه احسانی از روی نیاز همچون نیکی های مخلوقاتش. چون کمال مطلق بود.
می بایست اظهار قدرت خود کرده به آفریدن دست یا زد. پس دست به کار تصویرگری شد و هستی را ایجاد نمود، تا نوبت به خلقت انسان رسید. هدف از خلقت انسان که بازگشتن به آدمی است- کمال بود و کمال در عبادت و بندگی خداوند نهفته و عبادت آدمیان چیزی جز قرار گرفتن در سایه رحمت الهی. که نتیجه این عبادت، شناخت بهتر و کاملتر ذات حق بود. پس هدف خلقت جود بر بندگان بود، نه سود برای آفریدگار.
حضرت باری مشیّتش بر این تعلق گرفت تا بر روی زمین موجودی بر جای نهد که بایسته جانشینی او باشد. موجودی به نام انسان که نسبت به دیگر موجودات از ظرفیتهای ویژه ای برخوردار بود پس فرشتگانش را مخاطب ساخته و فرمود: من }مشیتم بر این قرار گرفته تا{ در زمین جانشین بر گمارم.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله جایگاه قرآن در آموزش و پرورش

اختصاصی از سورنا فایل مقاله جایگاه قرآن در آموزش و پرورش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله جایگاه قرآن در آموزش و پرورش


مقاله جایگاه قرآن در آموزش و پرورش

 

 

 

 

 

 


فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:23

فهرست مطالب:
مقدمه
آیه 1و2
آیه 3و4
آیه 5و6
آیه 7و8
آیه 9و10
آیه 11و12
آیه 13و14
آیه 15و16
آیه 17و18
آیه 19و20
آیه 21و22
آیه 23و24
آیه 25و26
آیه 27و28
آیه 29و30
آیه 30و31
منبع : تفسیر نمونه اثر استاد مکارم شیرازی
تفسیر سوره ی دهر    ( انسان )
این سوره در مدینه نازل شده و 31 آیه دارد
محتوای سوره : این سوره از یک نظر به پنج بخش تقسیم می شود :
در بخش اول از آفرینش انسان و خلقت او از نقطه ی امشاج ( مختلط ) و سپس هدایت و آزادی اراده ی او سخن می گوید
دربخش دوم سخن ازپاداش ابرار و نیکان است که شان نزول خاصی درمورد اهل بیت ( ع ) دارد که به آن اشاره خواهد شد.
دربخش سوم دلایل استحقاق این پاداش ها را در جمله هایی کوتاه و موثر باز گو می کند
دربخش چهارم به اهمیت قرآن و طریق اجرای احکام و را ه پر فراز و نشیب خود سازی اشاره شده
در بخش پنجم سخن از حاکمیت مشیت الهی ( درمین مختار بودن انسان ) به میان آمده است


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران و امامان

اختصاصی از سورنا فایل تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران و امامان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران و امامان


تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران  و امامان

 

 

 

 

 



فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:53

 فهرست مطالب:
 
از دیدگاه آقای مصباح یزدی
از دیدگاه آقای جعفر سبحانی
از دیدگاه آقای ابراهیم امی‌نی
ادله عقلی عصمت پیامبران و امامان
ادله نقلی عصمت پیامبران و امامان
آیا عصمت انبیاء مورد تایید قرآن است
حضرت آدم
سوره طه آیه 115
وسوسه می‌‌شود گول‌ می‌‌خورد می‌‌لغزد وازفرمان الهی سرپیچی می‌‌کند
سوره طه آیه ‌ 121
حضرت یونس
سوره ضحی آیه 7
سوره احزاب آیه 37
سوره مجادله آیه 2
عصمت امامان دوازده‌گانه
نقد دلیل
عصمت پیامبران و امامان دوازده گانه ، رکن رکین تفکر شیعه و از ضروریات این مذهب است . در تعریف عصمت بین عالمان شیعه اختلافاتی وجود دارد ، اما نوع ادله ای که برای اثبات ضرورت عصمت پیامبران و امامان می‌آورند ، ناخودآگاه آنان را به تعریف واحدی از عصمت می‌رساند که در آن ، مصونیت از هر گونه گناه ، خطا و لغزش(بزرگ یا کوچک، عمدی یا سهوی) و در تمام عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی مندرج می‌‌باشد .
از دیدگاه آقای مصباح یزدی :
 منظور از گناه که شخص معصوم مصونیت از ارتکاب آن دارد، عملی است که در لسان فقه، حرام نامی‌ده می‌‌شود و همچنین ترک عملی است که در لسان فقه واجب شمرده می‌شود.  
 
از دیدگاه آقای جعفر سبحانی :
 عصمت به معنی مصونیت بوده و در باب نبوت دارای مراتب زیر است :
الف . عصمت در مقام دریافت ، حفظ و ابلاغ وحی
ب . عصمت از معصیت و گناه
ج . عصمت از خطا و اشتباه در امور فردی و اجتماعی .
البته مصونیت از خطا در « مسائل عادی زندگی » ، « داوری در منازعات » ،« تشخیص موضوعات احکام دینی » و حتی مصونیت از « برخی بیماری‌های جسمی‌… که مایه تنفر و انزجار مردم می‌‌گردد » نیز از دیدگاه آقای سبحانی در تعریف عصمت گنجانده شده است .
از دیدگاه آقای ابراهیم امی‌نی :
« عصمت عبارت است از یک نیروی فوق العاده باطنی و یک صفت نیرومند نفسانی که در اثر مشاهده حقیقت جهان هستی و رویت ملکوت و باطن عالم وجود حاصل می‌شود. این نیروی فوق العاده غیبی در هرکسی وجود پیدا کرد از مطلق خطا و گناه معصوم خواهد بود و از جهات مختلف بیمه شده است :
1. در مقام تلقی وحی و درک واقعیات خطا نمی‌‌کند.
2. در مقام ضبط و نگهداری احکام و قوانین اشتباه و سهو ندارد.
3. در مقام ابلاغ و اظهار احکام مرتکب اشتباه و گناه نمی‌‌شود.
4- در مقام عمل از لغزشهای عمدی و سهوی مصونیت دارد . هرگز گناه نمی‌کند و احتمال خطا و گناه درباره اش صفر است.»
دیدیم که از نظر آقایان امی‌نی و سبحانی ، عصمت عبارتست از مصونیت از هر گونه گناه و خطا و لغزش ( چه عمدی و چه سهوی) و در تمام عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی ، اما از نظر آقای مصباح یزدی ، عصمت فقط به معنی مصونیت از ارتکاب گناه است ، آن هم گناهی که در لسان فقه گناه شمرده شود نه هرگونه گناهی . در ضمن از نظر قاطبه علمای شیعه پیامبران و امامان ، از همان آغاز زندگی ( یعنی تولد وطفولیت ) تا آخر عمر معصوم هستند، نه اینکه بعد از نبوت یا امامت معصوم شوند . پس به طور خلاصه نظریه عصمت از دیدگاه شیعه چنین است :
« پیامبران و امامان دوازده‌گانه ، در تمام طول عمر معصوم هستند .»
 ادله عقلی عصمت پیامبران ( و امامان )
دراینجا به چند نمونه از ادله عقلی شیعه که در آنها سعی شده است تا ضرورت عقلی عصمت پیامبران اثبات شود ، اشاره می‌کنیم و به نقد آنها می‌پردازیم .
دلیل اول  « پیامبران الهی در عمل به احکام شریعت ، از هر گونه گناه و لغزش مصونیت دارند و اصولا هدف از بعثت پیامبران در صورتی تحقق می‌پذیرد که آنان از چنین مصونیتی برخوردار باشند . زیرا اگر آنان به احکام الهی که خود ابلاغ می‌کنند دقیقا پایبند نباشند ، اعتماد به صدق گفتار آنها از می‌ان می‌رود و در نتیجه هدف نبوت تحقق نمی‌‌یابد .»  
« عصمت برای پیامبران لازم است تا وثوق به گفتار آنها حاصل شود و غرض از نبوت تحقق یابد»
دلیل فوق از جهات گوناگون قابل خدشه است که به چند مورد آن اشاره می‌‌کنیم:
1. این استدلال اگر هم درست و کامل باشد فقط ضرورت مصونیت از گناهان عمدی آن هم گناهانی که در ملأعام و در انظار مردم انجام گیرد را اثبات می‌‌کند ، نه گناهانی که در اثر غفلت و سهو و نسیان گاهی گریبانگیر آدمی‌می‌شود و نه گناهان پنهانی و دور از چشم مردم وجود سهو و نسیان و ابتلا به غفلتهای آنی و زودگذر در انسان امری طبیعی و مورد قبول همه است و هیچ کس تنها به دلیل اینکه گاهی در اثر سهو و فراموشی مرتکب بعضی گناهان خصوصا گناهان کوچک می‌‌شود ، مورد بی اعتمادی مردم قرار نمی‌‌گیرد . آری اگر شخصی غرق در گناه بوده و آلودگی او به رذائل اخلاقی ( کماً و کیفاً ) در سطح بالایی باشد به او نمی‌‌توان اعتماد و اطمی‌نان کرد و اگر چنین شخصی ادعای پیامبری کند ، ادعایش مورد پذیرش مردم قرار نمی‌گیرد . اما اگر یک انسان وارسته و متصف به صفات نیک انسانی و آراسته به فضائل اخلاقی که هر چند معصوم نیست، اما در مجموع انسان پاک و با فضیلتی است و مردم او را به عنوان یک انسان سالم و خوب می‌شناسند ، ادعای پیامبری کند ، ادعای او مورد توجه و تأمل قرار می‌‌گیرد و در مردم تأثیر می‌‌گذارد، مضافا بر اینکه پیامبر فقط ادعای پیامبری نمی‌‌کند، بلکه برای اثبات پیامبری خود دلایل و براهین و معجزاتی هم به مردم ارائه می‌‌دهد و همی‌ن معجزات به علاوه جاذبه معنوی و تاثیر کلامش در بیدار کردن فطرت خفته انسانها  اطمی‌نان مردم نسبت به پیامبر را جلب می‌‌کند . پس از آن هم اگر خود پیامبر مرتباً و به دفعات ، احکام الهی را نقض کرده و مرتکب معاصی و یا اعمال زشت و ناپسند ( آن هم به طور عمد و در حضور دیگران ) شود ، ممکن است پیامبری او زیر سؤال برود و مردم به صدق گفتار او شک کنند . اما اگر فقط به درموارد  بسیار اندک و در اثر سهو و فراموشی مرتکب بعضی از گناهان شود ، دلیلی ندارد که مردم به صداقت او در ادعایش ( مبنی بر نبوت ) شک کنند . در این استدلال فرض بر این است که برای انسان فقط و فقط دو حال وجود دارد : 1. غرق بودن در گناه و آلودگی‌های اخلاقی 2. معصوم بودن . به عبارتی دیگر گویا هر انسانی یا معصوم است یا غرق در گناه . و بعد گفته‌اند اگر کسی غرق در گناه باشد ، مردم به صدق گفتار او اعتماد و اطمی‌نان نخواهند کرد  پس کسی که مدعی پیامبری است باید معصوم باشد تا مرد به او اعتماد کنند و هدف از نبوت حاصل گردد . غافل از اینکه در اینجا حالت سومی‌هم هست و آن اینکه شخص مدعی پیامبری، اگر چه معصوم نیست، اما غرق در گناه و الودگی های اخلاقی هم نیست و در مجموع انسان پاک و وارسته ای است و به دلیل همی‌ن وارستگی و پاکی و صداقت و امانتداری و جاذبه معنوی که دارد، مردم نسبت به او احساس محبت و اطمی‌نان می‌کنند و ادعای چنین شخصی مبنی بر نبوت ـ که علاوه بر سابقه خوب و جایگاهی در دل مردم دارد، برای اثبات ادعای خود معجزه هم می‌‌آورد ـ زمی‌ن تا آسمان فرق دارد با ادعای یک شخص فاسق و گناهکار ( یا حتی عادی ) که هیچ جایگاهی که در دل مردم ندارد و در ضمن برای اثبات ادعای خود ، نمی‌‌تواند معجزه ای ارائه دهد .
2. همان طور که در ابتدی بند پیشین آوردیم ، این استدلال حداکثر ضرورت عصمت ظاهری پیامبران را اثبات می‌‌کند . به عبارت دیگر اگر اعتماد مردم را مبنا قرار دهیم کافی است شخص مدعی پیامبری ، انسانی ظاهر الصلاح باشد یعنی در ملأ عام و در انظار مردم مرتکب گناهان یا اعمال زشت و ناپسند نشود، تا مردم به او اطمی‌نان کنند . اما ضرورتی ندارد که شخص ، از هرگونه خطا و لغزش و گناهی ـ چه در ظاهر و چه در پنهان ـ مصون باشد . پس این دلیل ، ناتمام است .


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مورچه ها

اختصاصی از سورنا فایل دانلود مقاله مورچه ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله مورچه ها


دانلود مقاله مورچه ها

فرمت فایل: ورد قابل ویرایش

تعداد صفحات: 17

بخش ۱:زندگی مورچه ها
وقتی در اطراف خود بدقت بنگریم مخلوقات فراوانی وجود دارند که هر کدام از آنها دنیایی از شگفتی و تعجب برای ما می آفرینند. یکی از این آفریده های به ظاهر کوچک اما بسیار شگفت انگیز مورچه می باشند. قبل از آغاز بمطلب چمد نکته اساسی را مورد توجه باید قرار داد. مورچگان از دسته حشرات ردار و جستجو کننده هستند که بطور اجتماعی زندگی می کنند و تا امروز شش هزار نوع آنها را یافته اند که هر یک از این نوع دارای عادت و اخلاق و طرز زندگی مخصوص هستند ولی ما

نمی خواهیم در این تحقیق در بحث طبقه بندی و انواع مختلف و نادهای وابسته و یا انواعی که با آنها شباهت داشته و از حیث ترکیب ساختمان های بدن ممکن است وحدت نوع و جنس داشته باشند داخل شویم زیرا این بحث دقیق و طولانی ما را بجاهای دورتر می کشاند که نتیجه ای از آن حاصل نمی گردد.

تشکیلات خانوادگی مورچگان از ملکه، جنس ماده که زاد و ولد با اوست تشکیل شده و جنس ماده منتها تا ۱۲ سال زندگی می کند جنس نر و ماده و دسته های نامحدود کارگران که نه نر هستند و نه ماده مانند زنبور عسل سه یا چهار سال عمر دارند و چند دسته از جنس نر که در فاصله چند هفته از بین می روند زیرا در دنیای حشرات جنس ماده جان خود را برای

خانواده فدا می کند. فقط جنس ماده و نر پردازند و پس از اینکه بچه های خود را بدنیا آوردند پرهای آنان نیز ریخته می شود. در بین مورچگان مانند زنبور عسل فقط یک ملکه یا یک مادر ندارند و بر عکس آنها دارای مادران بسیار زیادی هستند و این موضوع هم یکی از اسرار زندگی آنها است و ما هنوز نمی دانیم این مادران در تحت چه اصولی کم و زیاد می شوند.
بخش۲:لانه ی مورچگان

بزرگترین مسئله تحقیقی عبارت است از لانه های مورچگان ایت چه کسی در این لانه ها و یا بمعنای دیگر شهرهای کورچگان حکومت می کند آیا مورچگان با هم چگونه رفتار می کنند. طرز زندگی آنها چگونه است جواب این سؤالها مشکل است زیرا زندگی مورچه پیچیده و پر حادثه است که مطالعه در آن چندان آسان بنظر نمی رسد مورچگان با اینکه میلیونها با هم در یک جا زندگی می کنند از حیث طبقه بندی و طرز زندگی دارای قوانین و مقرراتی بسیار دقیق و مرتب هستند بطوریکه هیچوقت نظام داخلی آنها بهم نمی خورد و چون کسی که برنامه ای را از سر گرفته بدوم کوچکترین مانع و برخورد تا به آخر جلو می روند. این مورچگان با آن تعداد کشید و نامحدود در داخل لانه های طویل و عریض خود تحت قوانین و مقررات معین چون سلولهای بدن ما که با رابطه نامعلوم بکارهای خود می پردازند آنها هم هر کدام کار و فعالیت های جداگانه دارند.

بخش ۳:لانه سازی
وقتی یک مورچه می خواهد کاری بکند مثل این است که نقشه این کار در فکر و مغز او طرح شده و همانرا بموقع لجرا می گذارد. مثلا وقتی یکی از آنها دانه ای را در چند متری لانه خود دید و یا علفی را میبیند که نزدیک لانه او در حال بلند شده است.فکر اینکه با این علف می تواند برای خود لانه ای بسازد در مغزش بوجود می آید. می بینید که مورچه در این حال باطراف این علف چرخ خورده بلندی و کوتاهی و ضخامت آنرا در نظر می گیردسپس با مهارت و استادی عجیب این علفها را کنار هم قرار می دهد یا اینکه مقداری خاک در اطراف این

علفها جمع می کند چیزهای را که برای ساختن خانه او لازم است از مسافتهای دور می آید و تمام این کارها نشان می دهد که از دیدن یک ساقه علف فکر ساختن منزل در مغز او پیدا شده است سپس بدون اینکه تأمل کند شروع بکار می کنند. هر وقت یک چیز خوب از آب درآمد قابل قبول انسان واقع می شود در مورد مورچگان این مثال کاملا صدق می کند زیرا پس از اینکه کاری مثبت صورت دادند نتیجه کار آنها بی اختیار توجه ما را جلب می کند. وقتی میبینیم که این مورچگان ضعیف بی دست و پا با این مهارت عجیب خانه های خود را می سازند آنوقت است که این فکر برای ما حاصل می شود که حقیقتا مورچگان هم نثل انسان دارای فکر و نقشه هستند و بدون داشتن هیچ وسیله و اسباب کاری را که انسان انجام می دهد بپایان میرسانند.

بخش ۴:فکر و هوش مورچه ها
موضوع قابل توجه در زندگی مورچگان وقتی است که آنها می خواهند برای آینده خود تصمیمی بگیرند. در این وقت است که صف های منظم آنها بصورت یک مهاجرت عمومی مراکب از ارباب و نوکر و کارگر و زن و مرد و مخصوصا انواع مورچگان دیگر که هر کدام در کارهای مخصوصی مهارت و سلیقه دارند براه می افتند. تعجب نکنید از اینکه می گوئیم انواع مختلف

مورچگان برای اینکه هر یک از انواع مورچگان دارای یک نوع هوش و استعداد هستند و کاری را که یکدسته بخصوصی انجام می دهد از عهده دسته دیگر خارج است. یطور مثال یک نوع از مورچگان که متصدی کارهای خانه مورچه ای است بنظرش می رسد که خانه آنها خوب و مجهز نیست زیرا علاوه بر اینکه وظیفه دارند خدمت اربابان خود را که هیچوت از منزل غیر از مواقعی که باید بجنگ برود خارج نمی شودانجام دهند وظایف دیگر بعهده آنها است که از جمله این وظایف آن است که هر وقت نواقص در وضع منزل مشاهده نمایند به رفع نقص ان

اقدام کنند یکی از این خدمتکاران در حین آمد و رفت احساس می کند یا بطور واضحتر تشخیص می دهد که در همسایگی انها مورچه دانی است که از حیث استحکام و تجهیزات کاملتر از خانه آنها است. در این وقت با کمک نیش جلو دهان خود، به خواهران خود خبر می دهد و تقریبا با زور او را به طرف خانه همسایه می کشاند و مزایای این خانه را با انها نشان می دهد. مثل این است که خواهران هم متوجه این موضوع می شوند بلافاصله بنظر می رسد که عده کثیری بطرف این خانه راه می افتند. حال باید با جنگ و دعوا ساکنین این خانه را

بیرون بریزند. آیا با هم صحبت می کنند؟ معلوم نیست در هر حال هر یک از این کارگران ارباب های خود را بدر این خانه می برند و کارگران دیگر که در آنجا منتظر ایستاده اند اربابهای خود را بسوی این زیر زمین می کشانند. جنگی واقع نمی شودو همه آنها بدون سر و صدا در این خانه جدید پذیرفته شده و در انجا طبق معمول شروع به تخم گذاری می کنند. مورچه حشره باهوشی است هوش و فراست او در همان مطالعات ابتدائی ثابت و مبرهن است او هم مثل انسان در مبارزه زندگی دست و پا می زند. و در عین حال می داند که انسان هم مانند او مواجه با مخاطرات زندگی است. همیشه مورچگان را می بینیم که در کارهای خود از کردار و رفتار یک مورچه کارگر که حق تقدم بر انها دارد سرمشق می گیرند. مورچگان می توانند بدون کمک از نیروی چشم و گوش راهی را که رفته اند از همان راه به لانه خود مراجعت نمایند.

 

فهرست مطالب:

بخش 1 زندگی مورچه ها 1
بخش 2 لانه ی مورچگان 2
بخش 3 لانه سازی 3
بخش 4 فکر و هوش مورچه ها 4
بخش 5 مورچه ها چگونه هستند 6
بخش 6 غذا خوردن مورچه ها 6
بخش 7 مورچه ها موجوداتی کارکن و... 8


دانلود با لینک مستقیم